dady
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
dady
نوشته شده در پنج شنبه 28 آبان 1394
بازدید : 430
نویسنده : فاطمه

جایی دعوت بودیم، بعد یه دختر کوچولو داشتن،
منم مغزم به خاطرِ یه موضوعی کلاً هنگ بود.
بچه رو به روم رو پای مامانش نشسته بود، نمیدونم چی شده بود محبتم گل کرده بود هی میگفتم بیا پیش عمو سارا جان، بیا عزیزم، بیا یه بوس بده به عمو. خلاصه در حال بفرما زدن بودم که با ضربه ی آرنج مامانم مواجه شدم،...
گفتم چیه؟ گفت: احمق سارا اسم مامانست،
اسمش ساریناست 

 

 

 


فک کن مامانه میومد بغلش میگفت بوسم کن 

 

 

 

 

 

 

کیا فهمیدن جنس کفشا از چیه؟ 

 

 


 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 کلا پسرا اول اعتماد به نفس بودن بعد دست و پا در آوردن

 

 

 

 

 

 

 

یه ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍیی ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﺴﺖ ﺯﺩﻩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ:
ﮔﻠﯿﻦ ﮔﺌﺪﺍﺥ ﺁﻏﻠﯿﯿﺎﺥ، ﺍﻭﺭﻣﻮ ﮔﺆﻟﻮﻥ ﺩﻭﻟﺪﻭﺭﺍﺥ
(یعنی: ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻛﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﻜﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﻨﯿﻢ)
ﺯﯾﺮﺵ ﯾﺎﺭﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ: ﺁﯼ ﺑﺮﯼ ﺑﺎﺥ ﺑﺮﯼ ﺑﺎﺥ!!!

 

 

 

 

 

سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پیـاده شد ، دست کرد تو کیفش ، گفــتم مهمون ما باش خانوم خوشگله :)) دیـدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت:

" ایـن قبضو بگیر بابا ، وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر "

یعنی ریـدم به خودم ، هـی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم : " دخـترتون هستن ، مـاشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود "
رانـنده گفت :

" دیگه گهم بخوری فایده نداره ، الان مهمون کردنو بهت نشون میدم "

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

ظهر تو خونه دراز کشيده بودم و تلویزیون ميديدم
که متوجه شدم که يه نفر از تو کوچه داره
اسممو با بلندگو صدا ميزنه
اولش فکر کردم شايد با کس ديگه ای کار داشته باشه اما
بعد از چند ثانيه اسم و فاميلو با هم صدا زد
رفتم تو کوچه ديدم يه وانت سبزی فروشی
جلو در خونه ايستاده بهش گفتم منو از کجا ميشناسي
گفت مامانت سر کوچه ازم
سبزی خريد و گفت بيام اينجا صدات کنم که بيای بگيری.
آخه ببین چطور با آبرو آدم بازی می كنن من تو اين محل دوس دختر دارم 

 

 

 

 

حالا خوب سمسار نبوده. بگه مامانت گفته یه عتیقه تو خونه داریم بیا ببرش 


 

 

 

 

 

پسرا هیچوقت عوض نمیشن

 

 


 

 

 

 

 

ﭘﺴﺮﻩ ﯾﻪ ﺁﯾﻔﻮﻥ 4 ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﻟﺪﺵ !!!
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺁﻩ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ
ﺍﯾﻨﻮ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﺭﺩﯼ ؟؟؟
ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﻭ ﺑﺮﺩﻣﺶ !!!
ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﻭ؟! ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ؟ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ !
ﻧﻪ ﺧﯿﺮﻡ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ :
ﻣﻦ 
ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ 
ﭘﻠﯿﺲ 

 

 

 

 

 

 

فورشرد(4shared) فک می‌کنه ما رو ۲۰ ثانیه معطل کنه ما می‌ریم اکانت پریمیوم می‌خریم.

نه آقا. ما رو از ۲۰ ثانیه میترسونی، ما عمرمونو باختیم پای دایل‌آپ، از خدا بترس !!!! 



 دو اسب زیبا که اولی به عنوان زیباترین اسب جهان شناخته شده. در ترکیه هم هست

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

بابا پول میخوام
بابا موبایل میخوام
بابا لب تاپ میخوام
بابا میخوام برم مسافرت پول بده
بابا لباس ندارم
بابا برای دانشگاه پول لازم دارم
بابا بابا بابا

 

 


چرا یک مرتبه هم گفته نمیشه
بابا همین که پیشم هستی برام کافیه...
بودن در کناره تو برای من یک دنیاست!
گاهی دلت میخواهد به بعضی ها بگویی
باش حتی اگر من دیگر نباشم!
پـــــــــــــــــــــدرم یکی از آنهاست...

 

 

 


ﯾــﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺯﻡ ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑــﺎﺑــﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﯽ؟!

 

ﻣﻨــﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘـﻢ ﻣﺎﻣﺎﻧــﯽ!!!


ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭﻡ ﯾﻪ ﻟﺒــﺨﻨﺪ ﺗﻠﺦ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ خجالت ميكشيد ﺟﻠــﻮ ﻫﻤﻪ 

 

ﺍلاﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﻢ ﭘــﺪﺭ چقدر زحمت میکشید ﻭ خسته ميشد ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺍﺵ ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ...


ﺑﻪ ســــﻼﻣﺘــﯽ ﻫﻤــﻪ ﺑــﺎﺑــﺎﻫــﺎﯼ ﺯﺣﻤــت ﮐﺶ

 

 







مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: